ترجمه "remonstrance" به فارسی

سرزنش, نکوهش, اعتراض بهترین ترجمه های "remonstrance" به فارسی هستند.

remonstrance noun دستور زبان

A remonstration; disapproval; a formal, usually written, protest or objection. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرزنش

    noun

    Dorothea quietly persisted in spite of remonstrance and persuasion.

    دور تا به رغم سرزنش و تشویق خویشاناش بر سر تصمیم خود پای فشرد.

  • نکوهش

    noun

    Or should he consult Sir James Chettam, and get him to concur in remonstrance against a step which touched the whole family?

    یا با سر جیمز چتام مشورت و وادارش کند در نکوهش عملی که به زیان همه فامیل بود با او هم داستان شود؟

  • اعتراض

    noun

    Haydn remonstrated with the prince, but to no avail.

    هیدن به شاهزاده اعتراض کرد، ولی سودی نداشت.

  • ترجمه های کمتر

    • بازخواست
    • نکوهشنامه
    • ملامت
    • شکایت
    • بازخواست نامه
    • سند اعتراض
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " remonstrance " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "remonstrance" با ترجمه به فارسی

  • اعتراض · تعرض · سرزنش · نکوهش
  • تعرض امیز · نکوهش امیز
  • اعتراض کننده · تعرض کننده · معترض · نکوهش کننده
  • (با: with یا against) سرزنش کردن · (به طور نکوهش آمیز) گفتن · اعتراض کردن · تازیانه زدن · تعرض کردن · خطابه گفتن · زخم زبان زدن · سرزنش کردن · شکست دادن · ملامت کردن · نکوهش کردن · پرچانگی کردن · گله کردن از
  • (آدم) نکوهشگر · اعتراض آمیز · اعتراض کننده · سرزنش آمیز · سرزنش کننده · شکوه آمیز · معترض · نکوهشی · چغلی کننده
اضافه کردن

ترجمه های "remonstrance" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه