ترجمه "remonstrator" به فارسی

معترض, اعتراض کننده, تعرض کننده بهترین ترجمه های "remonstrator" به فارسی هستند.

remonstrator noun دستور زبان

One who remonstrates.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • معترض

    I eschewed upbraiding, I curtailed remonstrance;

    از سرزنش او پرهیز میکردم و خیلی کم معترض او میشدم.

  • اعتراض کننده

  • تعرض کننده

  • نکوهش کننده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " remonstrator " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "remonstrator" با ترجمه به فارسی

  • اعتراض · تعرض · سرزنش · نکوهش
  • تعرض امیز · نکوهش امیز
  • اعتراض · بازخواست · بازخواست نامه · سرزنش · سند اعتراض · شکایت · ملامت · نکوهش · نکوهشنامه
  • (با: with یا against) سرزنش کردن · (به طور نکوهش آمیز) گفتن · اعتراض کردن · تازیانه زدن · تعرض کردن · خطابه گفتن · زخم زبان زدن · سرزنش کردن · شکست دادن · ملامت کردن · نکوهش کردن · پرچانگی کردن · گله کردن از
  • (آدم) نکوهشگر · اعتراض آمیز · اعتراض کننده · سرزنش آمیز · سرزنش کننده · شکوه آمیز · معترض · نکوهشی · چغلی کننده
اضافه کردن

ترجمه های "remonstrator" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه