ترجمه "removable" به فارسی
برداشتنی, از جا کندنی (رجوع شود به remove), تغییر جا دادنی بهترین ترجمه های "removable" به فارسی هستند.
removable
adjective
دستور زبان
Able to be removed. [..]
-
برداشتنی
-
از جا کندنی (رجوع شود به remove)
-
تغییر جا دادنی
-
رفع شدني
Now that the fear of the Dead was removed they came to aid us and to look on the Heir of Isildur;
حال که بیم از مردگان رفع شده بود، برای کمک به ما و دیدن وارث ایزیلدور میآمدند؛
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " removable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "removable" با ترجمه به فارسی
-
بیهستهسازی میوه · جداسازي بذر از ميوهها · جداسازي هسته
-
حذف پس زمینه
-
ازاله · انتقال دادن · بر داشتن، زدودن، دور کردن · براشتن · جابجا کردن
-
(از جای خود) تکان دادن · (از چیزی) گرفتن · (شعر قدیم) رفتن · از بین بردن · از شغل برداشتن · از میان برداشتن 0 · انتقال 3 · انتقال دادن · برداشتن · برداشته شدن · بردن · بقتل رساندن · بیرون کشیدن 1 · تکان دهی · جابجا سازی · جابجا کردن · حذف · در آوردن · درآمدن · درجه · ذبح کردن · رفع کردن · زدودن · عزل کردن · عزیمت کردن 2 · عمل برداشتن · فاصله 4 · قدم · معزول کردن · مقتول کردن · نقل مکان کردن · نقل مکان کردن یا دادن · ورآمدن · پاک کردن · کشتن · کندن · کنده شدن · گام
-
پرزگیر
-
موزدایی
-
نقطه تکین برداشتنی
-
(آمریکا) احاله (از دادگاه ایالتی به دادگاه فدرال) · ازاله · انتقال · برداشتن · بردن · جابجایی · حرکت دوری · حرکت مجدد · رفع · نقل مکان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن