ترجمه "remotion" به فارسی

ازاله, رهسپاری, برداشتن بهترین ترجمه های "remotion" به فارسی هستند.

remotion noun دستور زبان

remoteness [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ازاله

    noun
  • رهسپاری

  • برداشتن

    Verb verb
  • ترجمه های کمتر

    • رفع
    • (مهجور) عزیمت
    • تغییر جا دادن
    • حرکت دوری
    • حرکت مجدد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " remotion " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "remotion" با ترجمه به فارسی

  • دریافت از دور · سنجش از دور
  • دوركاوها
  • (مهار کردن موشک یا هواپیما و تلویزیون و غیره از راه دور با امواج رادیویی) دور لگام · دستگاههای کنترل از راه دور · دور فرمان · دور واپاد · كنترل از دور · کنترل از دور
  • به صورت از راه دور
  • (دوست و آشنا) سرد · (زمان) آینده · (مجازی) کوچک · اقصی · بعید · بی اعتنا · بیگانه وار · دور · دورافتاده · دوردست · راه دور · رجوع شود به remote control · غریبه مانند · فاصله ی زیاد · كنترل از دور · کم · کنترل از دور
  • نرم افزار کنترل از راه دور
  • پروتکل صفحه نمایش از راه دور
  • اتصال رسانه راه دور
اضافه کردن

ترجمه های "remotion" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه