ترجمه "removal" به فارسی

انتقال, برداشتن, بردن بهترین ترجمه های "removal" به فارسی هستند.

removal noun دستور زبان

(Ireland) a funeral ceremony involving prayers and meeting of the family, usually at the home of the deceased, and normally held on the evening prior to burial. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • انتقال

    noun

    I was talking of removing you from Thornfield.

    بله، داشتم درباره انتقال تو از ثورنفیلد میگفتم.

  • برداشتن

    Verb verb

    Satisfied, they turned and continued to remove the paintings.

    راضی و خوشحال کارشان را از سر گرفتند و به برداشتن تابلوها از دیوار ادامه دادند.

  • بردن

    verb

    The hurried removal of the treasure out to sea meant nothing else than that.

    بردن عجولانه نقرهها به دریا بجز این چه معنی داشت.

  • ترجمه های کمتر

    • رفع
    • جابجایی
    • ازاله
    • (آمریکا) احاله (از دادگاه ایالتی به دادگاه فدرال)
    • حرکت دوری
    • حرکت مجدد
    • نقل مکان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " removal " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Removal
+ اضافه کردن

"Removal" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Removal در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "removal" با ترجمه به فارسی

  • بیهستهسازی میوه · جداسازي بذر از ميوهها · جداسازي هسته
  • حذف پس زمینه
  • ازاله · انتقال دادن · بر داشتن، زدودن، دور کردن · براشتن · جابجا کردن
  • (از جای خود) تکان دادن · (از چیزی) گرفتن · (شعر قدیم) رفتن · از بین بردن · از شغل برداشتن · از میان برداشتن 0 · انتقال 3 · انتقال دادن · برداشتن · برداشته شدن · بردن · بقتل رساندن · بیرون کشیدن 1 · تکان دهی · جابجا سازی · جابجا کردن · حذف · در آوردن · درآمدن · درجه · ذبح کردن · رفع کردن · زدودن · عزل کردن · عزیمت کردن 2 · عمل برداشتن · فاصله 4 · قدم · معزول کردن · مقتول کردن · نقل مکان کردن · نقل مکان کردن یا دادن · ورآمدن · پاک کردن · کشتن · کندن · کنده شدن · گام
  • پرزگیر
  • موزدایی
  • نقطه تکین برداشتنی
  • - بر · - زدا · برنده · زایل کننده · پاک ساز
اضافه کردن

ترجمه های "removal" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه