ترجمه "removed" به فارسی

فاصله ی خانوادگی, نسل بهترین ترجمه های "removed" به فارسی هستند.

removed adjective verb دستور زبان

Separated in time, space, or degree. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فاصله ی خانوادگی

  • نسل

    noun

    and as my aunt's eighth cousin twice removed

    و همانطور که عموزاده هجدهم دو نسل جوانتر عمه ام،

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " removed " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Removed
+ اضافه کردن

"Removed" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Removed در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "removed"

عباراتی شبیه به "removed" با ترجمه به فارسی

  • بیهستهسازی میوه · جداسازي بذر از ميوهها · جداسازي هسته
  • حذف پس زمینه
  • ازاله · انتقال دادن · بر داشتن، زدودن، دور کردن · براشتن · جابجا کردن
  • (از جای خود) تکان دادن · (از چیزی) گرفتن · (شعر قدیم) رفتن · از بین بردن · از شغل برداشتن · از میان برداشتن 0 · انتقال 3 · انتقال دادن · برداشتن · برداشته شدن · بردن · بقتل رساندن · بیرون کشیدن 1 · تکان دهی · جابجا سازی · جابجا کردن · حذف · در آوردن · درآمدن · درجه · ذبح کردن · رفع کردن · زدودن · عزل کردن · عزیمت کردن 2 · عمل برداشتن · فاصله 4 · قدم · معزول کردن · مقتول کردن · نقل مکان کردن · نقل مکان کردن یا دادن · ورآمدن · پاک کردن · کشتن · کندن · کنده شدن · گام
  • پرزگیر
  • موزدایی
  • نقطه تکین برداشتنی
  • (آمریکا) احاله (از دادگاه ایالتی به دادگاه فدرال) · ازاله · انتقال · برداشتن · بردن · جابجایی · حرکت دوری · حرکت مجدد · رفع · نقل مکان
اضافه کردن

ترجمه های "removed" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه