ترجمه "Remove" به فارسی

حذف کردن, حذف, برداشتن بهترین ترجمه های "Remove" به فارسی هستند.

Remove
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حذف کردن

    Removing viruses, that requires a special product.

    حذف کردن ويروس ها اين به يه محصول خاص نياز داره

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Remove " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

remove Verb verb noun دستور زبان

(transitive) To move something from one place to another, especially to take away. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حذف

    To take out objects from a list, database, or other item, or to uninstall a program.

    We need to remove the perverse incentives to use more fuel.

    ما باید عوامل افزایش مصرف سوخت را حذف کنیم.

  • برداشتن

    Verb verb

    Satisfied, they turned and continued to remove the paintings.

    راضی و خوشحال کارشان را از سر گرفتند و به برداشتن تابلوها از دیوار ادامه دادند.

  • بردن

    verb

    The hurried removal of the treasure out to sea meant nothing else than that.

    بردن عجولانه نقرهها به دریا بجز این چه معنی داشت.

  • ترجمه های کمتر

    • کندن
    • زدودن
    • کشتن
    • ورآمدن
    • درآمدن
    • گام
    • قدم
    • درجه
    • (از جای خود) تکان دادن
    • (از چیزی) گرفتن
    • (شعر قدیم) رفتن
    • از بین بردن
    • از شغل برداشتن
    • از میان برداشتن 0
    • انتقال 3
    • انتقال دادن
    • برداشته شدن
    • بقتل رساندن
    • بیرون کشیدن 1
    • تکان دهی
    • جابجا سازی
    • جابجا کردن
    • در آوردن
    • ذبح کردن
    • رفع کردن
    • عزل کردن
    • عزیمت کردن 2
    • عمل برداشتن
    • فاصله 4
    • معزول کردن
    • مقتول کردن
    • نقل مکان کردن
    • نقل مکان کردن یا دادن
    • پاک کردن
    • کنده شدن

عباراتی شبیه به "Remove" با ترجمه به فارسی

  • بیهستهسازی میوه · جداسازي بذر از ميوهها · جداسازي هسته
  • حذف پس زمینه
  • ازاله · انتقال دادن · بر داشتن، زدودن، دور کردن · براشتن · جابجا کردن
  • پرزگیر
  • موزدایی
  • نقطه تکین برداشتنی
  • (آمریکا) احاله (از دادگاه ایالتی به دادگاه فدرال) · ازاله · انتقال · برداشتن · بردن · جابجایی · حرکت دوری · حرکت مجدد · رفع · نقل مکان
  • - بر · - زدا · برنده · زایل کننده · پاک ساز
اضافه کردن

ترجمه های "Remove" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه