ترجمه "rencounter" به فارسی

(اتفاقا) برخوردن به کسی, (نادر), خصمانه ملاقات کردن بهترین ترجمه های "rencounter" به فارسی هستند.

rencounter verb noun دستور زبان

(archaic) (transitive) To meet, encounter, come into contact with. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (اتفاقا) برخوردن به کسی

  • (نادر)

  • خصمانه ملاقات کردن

  • ترجمه های کمتر

    • در نبرد برخورد کردن
    • ملاقات کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rencounter " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "rencounter" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه