ترجمه "renegade" به فارسی
مرتد, خائن, زنریگ بهترین ترجمه های "renegade" به فارسی هستند.
renegade
noun
adjective
verb
دستور زبان
An outlaw or rebel. [..]
-
مرتد
nounThink of the first renegade angels, in league with Lucifer.
به اولین فرشتگان مرتد فکر کنید که با ابلیس متحد شدن
-
خائن
nounYou heard of the rebel renegade Erskine Mannix?
درباره شورشی خائن " ارسکین منیکس " شنیدی ؟
-
زنریگ
-
ترجمه های کمتر
- خائنانه
- قانونشکن
- نابکار
- نابکارانه
- از دین برگشته
- تغییر دین داده
- تمرد کردن
- مسیحی مسلمان شده
- پیمان شکن
- پیمان گسل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " renegade " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن