ترجمه "renege" به فارسی
جا زدن, دبه, بدقولی بهترین ترجمه های "renege" به فارسی هستند.
renege
verb
noun
دستور زبان
(transitive) (archaic) To deny; to renounce [..]
-
جا زدن
break a promise or commitment
-
دبه
nounYou would renege on your promise and tell me nothing.
تو روی قولهایی که می دی دبه درمیاری و آخرش هم چیزی به هم نمی گی.
-
بدقولی
-
ترجمه های کمتر
- ابطال
- وادنگ
- کاستن
- فسخ
- (بازی) جر زدن
- (قدیمی) انکار کردن
- انکار کردن
- بدقولی کردن
- به وعده وفا نکردن
- جر زنی
- دبه کردن
- زیرقول خود زدن
- عهد شکنی کردن
- پیمان شکستن
- پیمان شکنی کردن
- گول زدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " renege " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "renege" با ترجمه به فارسی
-
انکار کردن · گول زدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن