ترجمه "repeatedly" به فارسی
مکررا, بهکرات, کرارا بهترین ترجمه های "repeatedly" به فارسی هستند.
repeatedly
adverb
دستور زبان
Done several times or in repetition. [..]
-
مکررا
done several times
Your name is repeatedly being mentioned in this scandal.
اسمتونن مکررا در اين رسوايي ها اشاره ميشه.
-
بهکرات
done several times
-
کرارا
he had at the request of the district attorney,repeatedly dived into the exact spot where her body was found
به درخواست آقای دادستان کرارا در همان نقطهای که جسد زیر آب پیدا شده بود
-
ترجمه های کمتر
- بکرات
- بارها
- چندین بار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " repeatedly " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن