ترجمه "repeater" به فارسی
تکرارگر, بسکننده, (آمریکا) کسی که در انتخابات (به طور تقلب آمیز) بیش از یکبار رای می دهد بهترین ترجمه های "repeater" به فارسی هستند.
repeater
noun
دستور زبان
(electronics) An electronic device that receives a weak or low-level signal and retransmits it at a higher level or higher power. [..]
-
تکرارگر
Relay station
-
بسکننده
-
(آمریکا) کسی که در انتخابات (به طور تقلب آمیز) بیش از یکبار رای می دهد
-
ترجمه های کمتر
- (آموزش) شاگردی که به خاطر رفوزگی دوباره کلاس می گیرد
- (تلگراف) دستگاه تقویت کننده
- (شخص یا دستگاه) تکرارکننده
- تبهکار حرفه ای (که چند بار محکوم شده است)
- تکرار کننده
- رجوع شود به repeating decimal
- رجوع شود به repeating firearm
- ساعت زنگدار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " repeater " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Repeater
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Repeater" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Repeater در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "repeater"
عباراتی شبیه به "repeater" با ترجمه به فارسی
-
(ریاضی) عدد دهدهی تکراری
-
encopresis = گاهی اوقات بی اختیاری مدفوع یا کثیف شدن مدفوع نامیده می شود ، عبارت است از عبور مکرر مدفوع (معمولاً غیر ارادی) به لباس
-
بیماریهای تکرار سهتایی
-
بازانجامیده · بسکرده · تکراری · دمگیر · متوالی · مکرر · پی درپی · چندباره · گروگر
-
جدول تکراری
-
(آمریکا) بیش از یک بار رای دادن (در انتخابات) 0 · (با: self-) حرف خود را تکرار کردن · (به دیگری) گفتن · (حرف را) تکرار کردن · (حرف شخصی دیگر را) بازگو کردن · (شعر و غیره) بازخواندن · (موسیقی) قطعه ی تکراری · از سرگرفتن · بار آمدن · باز انجام · باز رخ دادن · باز روی دادن · بازانجام · بازکرد · بازگفتن · بسایند · بسکرد · تجدید کردن · ترش کردن · تکرار · تکرار شدن · تکرار کردن · دمگیری (رجوع شود به repetition)1 · دوباره انجام دادن · دوباره بر دهان آوردن (خوراک از معده) · دوباره ساختن · دوباره کردن · دوباره گفتن · هر چیز تکراری (به ویژه برنامه ی تلویزیون یا رادیو و غیره) 2 · واگفتن · پدیساری · پیاپی قرائت کردن
-
سلاح خودکار
-
تکرار کردنی · تکرارپذیر · قابل تکرار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن