ترجمه "repetitious" به فارسی
مکرر, تکراری, بازانجامی بهترین ترجمه های "repetitious" به فارسی هستند.
repetitious
adjective
دستور زبان
characterized by repetition, especially excessive repetition [..]
-
مکرر
adjective -
تکراری
adjectiveWe never want to take His name in vain with rote and repetitious words.
ما هرگز نمی خواهیم نام او را بیهوده و با کلمات تکراری بکار ببریم.
-
بازانجامی
-
ترجمه های کمتر
- دمگیر
- تکراری (به ویژه به طور ملالت آور)
- پی درپی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " repetitious " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن