ترجمه "repressed" به فارسی
سرکوب شده, سرکوفته, فروداشته بهترین ترجمه های "repressed" به فارسی هستند.
repressed
adjective
verb
دستور زبان
Simple past tense and past participle of repress. [..]
-
سرکوب شده
They are both areas where the repressed conscious mind vents.
هر دوتاشون جاهايين که ضمير خودآگاه سرکوب شده بروز پيدا ميکنه.
-
سرکوفته
-
فروداشته
-
واپس رانده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " repressed " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Repressed
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Repressed" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Repressed در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "repressed" با ترجمه به فارسی
-
واپس رانی
-
جلوگیری مالی، سرکوب مالی
-
(روان شناسی) واپسرانی · خودداری · سرکوبگری · سرکوبی · سرکوفتگی · فروداشت · قلع و قمع
-
جلوگیری کننده · فرونشاننده
-
(درخود) خفه کردن · (روان شناسی) واپس راندن · (سخت) مهار کردن · جلوی (خود را) گرفتن · خواباندن · خودداری کردن · سرکوب کردن · سرکوبی کردن · فروداشتن · فرونشاندن · قلع و قمع کردن · واپاد کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن