ترجمه "repression" به فارسی
سرکوبی, سرکوبگری, سرکوفتگی بهترین ترجمه های "repression" به فارسی هستند.
repression
noun
دستور زبان
The act of repressing; state of being repressed. [..]
-
سرکوبی
nounbetween the fear of the bombings, the government repression
با وجود ترس از بمبارانهای شبانه ، سرکوبی های دولت ،
-
سرکوبگری
-
سرکوفتگی
-
ترجمه های کمتر
- فروداشت
- خودداری
- (روان شناسی) واپسرانی
- قلع و قمع
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " repression " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "repression" با ترجمه به فارسی
-
واپس رانی
-
جلوگیری مالی، سرکوب مالی
-
جلوگیری کننده · فرونشاننده
-
(درخود) خفه کردن · (روان شناسی) واپس راندن · (سخت) مهار کردن · جلوی (خود را) گرفتن · خواباندن · خودداری کردن · سرکوب کردن · سرکوبی کردن · فروداشتن · فرونشاندن · قلع و قمع کردن · واپاد کردن
-
سرکوب شده · سرکوفته · فروداشته · واپس رانده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن