ترجمه "required" به فارسی
ضروری, خواسته شده, شرط لازم بهترین ترجمه های "required" به فارسی هستند.
required
adjective
verb
دستور زبان
Simple past tense and past participle of require . [..]
-
ضروری
adjectiveand a high impact on functioning that's required,
و تاثیری شگرف بر عملکردی که ضروری است،
-
خواسته شده
However, as required, there are two sets of plans to your instructions.
هرچند همونجوری که در خواست شده طبق راهنمایی شما دو مجموعه نقشه وجود داره
-
شرط لازم
adjectiveThe only two requirements were that they were studying at the university,
تنها دو شرط لازم برای آن ها این بود که دانشجوی دانشگاه می بودند،
-
ترجمه های کمتر
- ضروري
- فعل گذشته خواستن
- لازم شده
- لازمه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " required " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "required" با ترجمه به فارسی
-
نياز به اكسيژن · نیاز به اکسیژن
-
تاجايتحا نتشاد
-
منابع موردنیاز
-
احتیاجات شرکت · الزامات
-
نیازهای فیزیولوژیکی
-
برنامهریزی مواد مورد نیاز
-
شرایط پذیرش
-
برنامه ریزی مواد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن