ترجمه "requirements" به فارسی
موارد مطلوب, موارد مورد نیاز, نیازمندی ها بهترین ترجمه های "requirements" به فارسی هستند.
requirements
noun
Plural form of requirement. [..]
-
موارد مطلوب
-
موارد مورد نیاز
One of them is the requirement
یکی از آنها موارد مورد نیاز
-
نیازمندی ها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " requirements " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Requirements
-
احتیاجات شرکت
-
الزامات
Disclosure of patient information should be limited to the requirements of the situation.
افشای اسرار بیمار میبایست به الزامات هر موقعیتی محدود باشه
عباراتی شبیه به "requirements" با ترجمه به فارسی
-
نياز به اكسيژن · نیاز به اکسیژن
-
تاجايتحا نتشاد
-
منابع موردنیاز
-
نیازهای فیزیولوژیکی
-
برنامهریزی مواد مورد نیاز
-
شرایط پذیرش
-
برنامه ریزی مواد
-
(جمع) شرایط · الزام · بایا · بایستگی · تقاضا · خواست · درخواست · شرط قبلی · شرط لازم · ضرورت · لازمه · لزوم · مقتضیات · نیاز · نیازمندی · پیش نیاز · پیش نیازها · چیز ضروری · یدنمزاين
اضافه کردن مثال
اضافه کردن