ترجمه "resetting" به فارسی
بازنشانی ترجمه "resetting" به فارسی است.
resetting
noun
verb
دستور زبان
Present participle of reset. [..]
-
بازنشانی
Do you really want to reset the time to zero for all tasks?
واقعاً میخواهید زمان را برای همۀ تکالیف به صفر بازنشانی کنید ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " resetting " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "resetting" با ترجمه به فارسی
-
تنظیم مجدد
-
دکمه بازنشانی
-
(استخوان و غیره) جا انداختن · (ساعت) دوباره واداشتن · از نو آراستن · بازآرایی · بازنشاندن · بازچینی · تنظیم مجدد · جااندازی · دستگاه تنظیم یا آرایش مجدد · دوباره تنظیم کردن · دوباره مرتب کردن · دوباره میزان کردن · دوباره چیدن · رجوع شود به set بعلاوه ی -re · مرتب سازی مجدد · هر چیزی که دوباره مرتب شده باشد · گیاه دوباره کاشته شده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن