ترجمه "reshuffle" به فارسی
ترمیم, نوآرایی, نوسامانی بهترین ترجمه های "reshuffle" به فارسی هستند.
reshuffle
verb
noun
دستور زبان
to shuffle something again, especially playing cards [..]
-
ترمیم
-
نوآرایی
-
نوسامانی
-
ترجمه های کمتر
- از نو منظم کردن
- تجدید سازمان کردن
- ترمیم کردن
- دوباره بر زدن (رجوع شود به shuffle بعلاوه ی -re)
- دوباره سازمان دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " reshuffle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن