ترجمه "reside" به فارسی

زندگی کردن, ساکن شدن, سکونت کردن بهترین ترجمه های "reside" به فارسی هستند.

reside verb دستور زبان

To dwell permanently or for a considerable time; to have a settled abode for a time; to remain for a long time. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زندگی کردن

    verb

    to dwell permanently or for a considerable time

    I remember no gentleman resident at Monkford since the time of old Governor Trent

    من از زمان فرمانداری ترنت شخصیت برجسته دیگری را که در منکفورد زندگی کرده باشد نمیشناسم

  • ساکن شدن

    verb
  • سکونت کردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • باشیدن
    • مانستن
    • (با: in یا at) اقامت کردن یا داشتن
    • اقامت داشتن
    • باشا بودن
    • سکونت کردن یا داشتن
    • ماندگار شدن
    • مسکن دادن
    • مقیم بودن
    • وابسته بودن
    • وجود داشتن (در)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " reside " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Reside
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اقامت داشتن، مقیم بودن

عباراتی شبیه به "reside" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "reside" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه