ترجمه "residence" به فارسی
خانه, مقر, اقامت بهترین ترجمه های "residence" به فارسی هستند.
residence
noun
دستور زبان
The place where one lives. [..]
-
خانه
nounThere's a road behind them, where most of the residents park.
پشت خانهها، جادهای وجود دارد که بیشتر اهالی ماشینهایشان را کار آن پارک میکنند.
-
مقر
except for two people going into her residence
به جز دو نفری که داخل مقر بانوی منشی های قبلی شدند
-
اقامت
nounI'm surprised that no living person resides here.
متعجب شدم که هيچ فرد زنده اي ، اينجا اقامت نداره.
-
ترجمه های کمتر
- مسکن
- اقامتگاه
- سکونت
- منزل
- عمارت
- کاخ
- باشایی
- بودگاه
- ماوا
- تماقا لحم
- خانه مسکونی
- خانه ی بزرگ
- دوران سکونت
- عمارت بزرگ
- محل اقامت
- محل سکونت
- مدت اقامت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " residence " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "residence"
عباراتی شبیه به "residence" با ترجمه به فارسی
-
امامزاده ابراهیم علیه السلام از فرزندان حضرت امام موسی بن جعفر الکاظم علیه الصلوه و السلام است است که در دورانی که حضرت امام رضا علیه الصلوه و السلام در خراسان اقامت داشتند با جمعی از مردان ب
-
(آموزش پزشکی) دوران پزشکی مقیم · دستیاری (پزشکی) · رجوع شود به residence · محل اقامت · ویژه گرآموزی پزشکی
-
مقیم
-
اقامتگاه · خانه · محل اقامت · مقر
-
ینوناق تماقا و تيعبت ،تيوه ،نس كردم
-
تماقا لحم ندرک ضوع
-
مالیات بر درآمد در محل اقامت
-
خوابگاه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن