ترجمه "residency" به فارسی
(آموزش پزشکی) دوران پزشکی مقیم, دستیاری (پزشکی), رجوع شود به residence بهترین ترجمه های "residency" به فارسی هستند.
residency
noun
دستور زبان
(US) The position or term of a medical resident [..]
-
(آموزش پزشکی) دوران پزشکی مقیم
-
دستیاری (پزشکی)
type of early-career medical practitioner
-
رجوع شود به residence
-
ترجمه های کمتر
- محل اقامت
- ویژه گرآموزی پزشکی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " residency " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Residency
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Residency" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Residency در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "residency" با ترجمه به فارسی
-
امامزاده ابراهیم علیه السلام از فرزندان حضرت امام موسی بن جعفر الکاظم علیه الصلوه و السلام است است که در دورانی که حضرت امام رضا علیه الصلوه و السلام در خراسان اقامت داشتند با جمعی از مردان ب
-
اقامت · اقامتگاه · باشایی · بودگاه · تماقا لحم · خانه · خانه مسکونی · خانه ی بزرگ · دوران سکونت · سکونت · عمارت · عمارت بزرگ · ماوا · محل اقامت · محل سکونت · مدت اقامت · مسکن · مقر · منزل · کاخ
-
مقیم
-
اقامتگاه · خانه · محل اقامت · مقر
-
ینوناق تماقا و تيعبت ،تيوه ،نس كردم
-
تماقا لحم ندرک ضوع
-
مالیات بر درآمد در محل اقامت
-
خوابگاه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن