ترجمه "residential" به فارسی
مسکونی, اقامتی, محلی بهترین ترجمه های "residential" به فارسی هستند.
residential
adjective
noun
دستور زبان
Of or pertaining to a place of personal residence or to a location for such places. [..]
-
مسکونی
adjectiveThe apartment was on Calvert Street, in a quiet residential section.
اپارتمان او در خیابان کال ورت، در منطقهای ارام و مسکونی واقع بود.
-
اقامتی
-
محلی
adjective
-
ترجمه های کمتر
- وابسته به اقامت
- وابسته به خانه و خانواده
- وابسته به ساکنان دایم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " residential " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "residential" با ترجمه به فارسی
-
ینوكسم تبظاوم ليهست لحم
-
سرور مقيم
-
زاوج اب یراتسرپ ینوكسم لحم
-
ینوكسم تبظاوم
-
منطقه مسکونی
-
راد زاوج یناور و یتشادهب ینوکسم لحم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن