ترجمه "resider" به فارسی

مقیم ترجمه "resider" به فارسی است.

resider noun دستور زبان

One who resides in a place.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مقیم

    noun

    until a widow lady, residing, then, at Chester

    تا روزی که خانم بیوه ای که مقیم چس تر بود

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " resider " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "resider" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "resider" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه