ترجمه "residuary" به فارسی
پسمانده, تفاله, ماترک بهترین ترجمه های "residuary" به فارسی هستند.
residuary
adjective
دستور زبان
Of or relating to a residue; residual; left over, when the main portion has been removed. [..]
-
پسمانده
-
تفاله
-
ماترک
-
ترجمه های کمتر
- باقیمانده
- (حقوق) وابسته به باقی مانده ی
- وابسته به یا همانند پسمانده یا ته مانده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " residuary " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن