ترجمه "resignation" به فارسی
استعفا, تسلیم, رضا بهترین ترجمه های "resignation" به فارسی هستند.
resignation
noun
دستور زبان
the act of resigning [..]
-
استعفا
nounHe resigned from the Cabinet.
او از هیئت دولت استعفا داد.
-
تسلیم
nounBut even then she did not give resignation a chance.
اما با تمام این تفاصیل ، تسلیم قضا و قدر نشد.
-
رضا
noun properAnd yet she was resigned even to his absence.
و با این همه، حتّی به آن که کریستف آن جا نباشد رضا میداد.
-
ترجمه های کمتر
- تفویض
- قبول
- پذیرش
- صرفنظر
- استعفا نامه
- کناره گیری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " resignation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Resignation
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Resignation" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Resignation در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "resignation" با ترجمه به فارسی
-
(معمولا با: self-) رضایت دادن · استعفا دادن · استعفا دادن از · به خود قبولاندن · تفویض کردن · دست برداشتن · دست کشیدن · سپردن · صرفنظر کردن · مستعفی شدن · واگذار کردن · ول کردن · پذیرفتن · چشم پوشیدن · کناره گرفتن · کناره گیری کردن
-
استعفا
-
بردبار · تسلیم · حاکی از تسلیم · حلیم · راضی · شکیبا · مستعفى · پذیرا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن