ترجمه "resign" به فارسی

استعفا دادن, دست کشیدن, مستعفی شدن بهترین ترجمه های "resign" به فارسی هستند.

resign verb دستور زبان

(transitive) To give up or hand over (something to someone); to relinquish ownership of. [from 14th c.] [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • استعفا دادن

    Those who did resigned or were forced to resign.

    اونايي که استعفا دادن ، يا مجبور به استعفا دادن شدن

  • دست کشیدن

  • مستعفی شدن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • سپردن
    • پذیرفتن
    • (معمولا با: self-) رضایت دادن
    • استعفا دادن از
    • به خود قبولاندن
    • تفویض کردن
    • دست برداشتن
    • صرفنظر کردن
    • واگذار کردن
    • ول کردن
    • چشم پوشیدن
    • کناره گرفتن
    • کناره گیری کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " resign " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Resign
+ اضافه کردن

"Resign" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Resign در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "resign" با ترجمه به فارسی

  • استعفا · استعفا نامه · تسلیم · تفویض · رضا · صرفنظر · قبول · پذیرش · کناره گیری
  • استعفا
  • بردبار · تسلیم · حاکی از تسلیم · حلیم · راضی · شکیبا · مستعفى · پذیرا
  • استعفا · استعفا نامه · تسلیم · تفویض · رضا · صرفنظر · قبول · پذیرش · کناره گیری
اضافه کردن

ترجمه های "resign" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه