ترجمه "resignedly" به فارسی

متوکلانه, با تسلیم بقضا, با توکل بهترین ترجمه های "resignedly" به فارسی هستند.

resignedly adverb دستور زبان

With resignation and acceptance; in a resigned manner [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • متوکلانه

  • با تسلیم بقضا

  • با توکل

    at four she turned resignedly away.

    در راس ساعت چهار با توکل به خدا آن مکان را ترک میکرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " resignedly " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "resignedly" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه