ترجمه "resolutely" به فارسی
عزم, از روی تصمیم, با ثبات بهترین ترجمه های "resolutely" به فارسی هستند.
resolutely
adverb
دستور زبان
In a resolute manner. [..]
-
عزم
his remaining a bachelor will usually depend on her resolution rather than on his.
مجرد باقی ماندنش معمولاً به عزم زن بستگی خواهد داشت نه او.
-
از روی تصمیم
Stop! the mother said resolutely.
مادر از روی تصمیم گفت: نیکلا: این حرفها را ول کن ین.
-
با ثبات
-
ترجمه های کمتر
- باعزم ثابت
- راسخ
- مصممانه، قاطعانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " resolutely " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "resolutely" با ترجمه به فارسی
-
اچکیو
-
تصمیم · تصمیم- قطعنامه – رای · راه حل ها
-
اراده کرده · با عزم راسخ · ثابت · ثابت قدم · صاحب عزم · مصمم
-
قطعنامههای شورای امنیت
-
پیشنهادی را اصلاح کردن
-
حل منازعه
-
(امریکا) مصوبه ای که از یکی از مجلسین گذشته است و مورد تایید مجلس دیگر نیز هست (ولی رسما به تصویب آن نرسیده است)
-
وضوح فضایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن