ترجمه "resolute" به فارسی
مصمم, ثابت, ثابت قدم بهترین ترجمه های "resolute" به فارسی هستند.
resolute
adjective
دستور زبان
Firm, unyielding, determined. [..]
-
مصمم
adjectiveBut, since our resolution is formed, let us act promptly.
پس اکنون که مصمم شدهایم دیگر تأخیر نکنیم.
-
ثابت
adjectiveWe are at war, I must be resolute.
ما توي جنگيم ، من بايد ثابت قدم باشم.
-
ثابت قدم
adjectiveWe are at war, I must be resolute.
ما توي جنگيم ، من بايد ثابت قدم باشم.
-
ترجمه های کمتر
- اراده کرده
- با عزم راسخ
- صاحب عزم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " resolute " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Resolute
Resolute, Nunavut
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Resolute" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Resolute در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "resolute" با ترجمه به فارسی
-
اچکیو
-
تصمیم · تصمیم- قطعنامه – رای · راه حل ها
-
قطعنامههای شورای امنیت
-
پیشنهادی را اصلاح کردن
-
حل منازعه
-
(امریکا) مصوبه ای که از یکی از مجلسین گذشته است و مورد تایید مجلس دیگر نیز هست (ولی رسما به تصویب آن نرسیده است)
-
وضوح فضایی
-
(در کشورها یا ایالاتی که دو مجلس دارند) تصمیم مشترک مجلسین · تصمیم مشترک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن