ترجمه "resistor" به فارسی

مقاومت, مقاوم, رئوستا بهترین ترجمه های "resistor" به فارسی هستند.

resistor noun دستور زبان

One who resists, especially a person who fights against an occupying army. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مقاومت

    noun

    رنگ

    and resistors and all the megabytes of software.

    و مقاومت ها و همه مگابایت های نرم افزار اطلاع داشته باشید.

  • مقاوم

    adjective noun

    So extreme examples of resistors can be found in succulents.

    میتوان نمونههایی از این گیاهان بسیار مقاوم را در میان گیاهان گوشتی(آبدار) پیدا کرد.

  • رئوستا

  • ترجمه های کمتر

    • رزیستور
    • (برق) ایستاگر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " resistor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "resistor"

عباراتی شبیه به "resistor" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "resistor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه