ترجمه "resistive" به فارسی

مقاومتی, پایا, مقاوم بهترین ترجمه های "resistive" به فارسی هستند.

resistive adjective دستور زبان

(physics) Resisting the passage of electrical current [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مقاومتی

    adjective

    Le Cabuc attempted to resist, but he seemed to have been seized by a superhuman hand.

    لوکابوک کوشید تا مقاومتی کند اما مثل این بود که یک پنجه فوق بشری نگاهش داشته بود.

  • پایا

  • مقاوم

    adjective noun

    That proves that it isn't a resistant strain.

    که ثابت ميكنه اين يه نژاد مقاوم نيست.

  • ترجمه های کمتر

    • سرکش
    • تاب آور
    • نا فرمان
    • وابسته به ایستادگی
    • گردن کش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " resistive " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "resistive" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "resistive" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه