ترجمه "resister" به فارسی

مقاوم, مخالف, مبارز بهترین ترجمه های "resister" به فارسی هستند.

resister noun دستور زبان

a person who resists going along with others in a common course of action [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مقاوم

    adjective noun

    That proves that it isn't a resistant strain.

    که ثابت ميكنه اين يه نژاد مقاوم نيست.

  • مخالف

    noun

    When the muse strikes, who am I to resist?

    كي مي تونه با فرشته وحي مخالف باشه ؟

  • مبارز

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • رقیب
    • اسباب مقاوم در برابر برق
    • اشکال تراش
    • باطل کننده
    • مسدود کننده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " resister " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "resister" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "resister" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه