ترجمه "resource" به فارسی
منابع, منبع, شغل بهترین ترجمه های "resource" به فارسی هستند.
Something that one uses to achieve an objective, e.g. raw materials or personnel. [..]
-
منابع
nounThese resources are so very helpful to parents in discharging their sacred duty to teach their children.
این منابع کمک بزرگی به والدین در انجام وظیفۀ مقدّس پدر ومادریشان در آموزش فرزندانشان هستند.
-
منبع
nounFor failover clusters or server clusters, a physical or logical entity that is capable of being managed by a cluster, brought online and taken offline, and moved between nodes. A resource can be owned only by a single node at any point in time.
Water law is the field of law dealing with the ownership, control, and use of water as a resource.
حقوق آب، شاخه ای از حقوق است که به مالکیت، کنترل و بهره برداری از آب بعنوان یک منبع می پردازد.
-
شغل
noun
-
ترجمه های کمتر
- منابع (ابهامزدایی)
- چاره
- وسیله
- ثروت
- سرمایه
- تدبیر
- ذخایر
- علاج
- اندوختگان
- ملجا
- گنجگان
- تخیل
- ابتکار
- تصور
- (جمع) قوت قلب
- (جمع) منابع
- (طبیعی) دارایی
- اندوخته ها
- راه حل
- قدرت روحی
- نیروی درونی (inner resources هم می گویند)
- چاره یابی (resourcefulness هم می گویند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " resource " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
منبع
nounWater law is the field of law dealing with the ownership, control, and use of water as a resource.
حقوق آب، شاخه ای از حقوق است که به مالکیت، کنترل و بهره برداری از آب بعنوان یک منبع می پردازد.
-
منبع؛ وسیله کار
عباراتی شبیه به "resource" با ترجمه به فارسی
-
تخصیص منابع
-
منابع انسانی
-
منابع قابل مصرف
-
نظارت بر منابع
-
تهیسازی منابع
-
ذخیره ارزی، منابع ارزی