ترجمه "resounding" به فارسی
جانانه, خنیدگر, پر پژواک بهترین ترجمه های "resounding" به فارسی هستند.
resounding
adjective
noun
verb
دستور زبان
The action of the verb to resound [..]
-
جانانه
-
خنیدگر
-
پر پژواک
-
ترجمه های کمتر
- پرخنید
- پرطنین
- پژواک انگیز
- چشمگیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " resounding " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "resounding" با ترجمه به فارسی
-
(از صدا) به لرزه در آوردن یا درآمدن · (صدا) فراگرفتن · آوازه افکن شدن · بازخنیدن · خنیدن · دوباره صدا کردن (رجوع شود به sound بعلاوه ی -re) · سرزبان ها افتادن · صدای بلند ایجاد کردن · طنین افکن شدن · منعکس کردن · نعره زدن · نوفیدن · پژواک کردن · پیچیدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن