ترجمه "resort" به فارسی

ویلا, اندخسیدن, چاره بهترین ترجمه های "resort" به فارسی هستند.

resort verb noun دستور زبان

A compound of buildings and facilities located in a scenic area, providing lodgings, entertainment, and a relaxing environment to people on vacation. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ویلا

    noun

    a relaxing environment for people on vacation [..]

  • اندخسیدن

    to have recourse out of necessity or frustration

  • چاره

    You can do a brain biopsy, but only as a last resort.

    ميتوني نمونه برداري از مغز رو انجام بدي ، فقط براي آخرين چاره.

  • ترجمه های کمتر

    • توسل
    • پاتوق
    • استراحتگاه
    • تفریحگاه
    • مأمن، ملاإ مأمِن، پناهگاه، منزلگه
    • مراجعه
    • دیدارگاه
    • رامشگاه
    • گردآیندگاه
    • ناجی
    • مرمت
    • توکل
    • تعمیر
    • (طبق عادت یا مرتبا به محلی) رفتن
    • آمد و شد کردن
    • تردد کردن
    • تفريح گاه
    • دست به دامن (کسی) شدن
    • دست یازی
    • متشبث شدن به
    • متوسل شدن
    • متوسل شدن به
    • مراجعه مکرر
    • مشگل گشا
    • گره گشا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " resort " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Resort
+ اضافه کردن

"Resort" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Resort در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "resort"

عباراتی شبیه به "resort" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "resort" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه