ترجمه "resourc" به فارسی

ممر, کاردانی, تدبیر بهترین ترجمه های "resourc" به فارسی هستند.

resourc
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ممر

  • کاردانی

    Sir John was greatly impressed by his resourcefulness and attention when he made that overland journey from Sta. Marta.

    سر جان وقتی از راه خشکی از سانتامارتا سفر کرده بود بسیار تحت تأثیر کاردانی و دقت او قرار گرفته بود.

  • تدبیر

    Proud of her resourcefulness she looked askance at Sofya's serious, stern face.

    سربلند از این تدبیر خود از گوشهٔ چشم به سوفی که موقر و بیتأثرمانده بود نگاه کرد.

  • ترجمه های کمتر

    • زرنگی
    • منبع
    • چاره
    • وسیله
    • کار تفریحی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " resourc " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "resourc" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "resourc" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه