ترجمه "respite" به فارسی
مهلت, فرجه, استراحت بهترین ترجمه های "respite" به فارسی هستند.
respite
verb
noun
دستور زبان
A brief interval of rest or relief. [..]
-
مهلت
nounThe fresh respite which the assailants were granting to the barricade had, in fact, been prolonged.
مهلت تازهیی که مهاجمان به سنگر داده بودند بر استی دوام مییافت.
-
فرجه
noun -
استراحت
nounWe must continue our work here, without respite.
ما بايد کارمون رو اينجا بدون استراحت ادامه بديم
-
ترجمه های کمتر
- وقفه
- فراغت
- تعویق
- مکث
- تایم
- کاهش
- (به ویژه انجام حکم اعدام) تاخیر
- (به ویژه برای استراحت هنگام کار) وقفه
- (به ویژه حکم اعدام) به تعویق انداختن
- (قدیمی) استراحت کردن
- اجازه ی دیرآمدن (به هیات منصفه ی دادگاه)
- استراحت دادن
- امان (reprieve هم می گویند)
- به بعد موکول سازی
- به بعد موکول کردن
- زمان استراحت
- ساعت تنفس
- ساعت تنفس دادن
- عقب انداختن
- فرجه دادن
- وقفه دار کردن
- پس افکند کردن
- پس افکنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " respite " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Respite
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Respite" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Respite در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "respite" با ترجمه به فارسی
-
مراقبت فرجهای · یتحار یارب یراتسرپ کمک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن