ترجمه "respondent" به فارسی

پاسخگو, (حقوق) خوانده, جواب دهنده بهترین ترجمه های "respondent" به فارسی هستند.

respondent adjective noun دستور زبان

(law) The person who answers for the defendant in a case before a court. In some legal systems, when one appeals a criminal case, one names the original court as defendant, but the state is the respondent . [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پاسخگو

    Climate justice responds to the moral argument —

    عدالت آب و هوایی استدلال های اخلاقی را پاسخگو است —

  • (حقوق) خوانده

  • جواب دهنده

  • ترجمه های کمتر

    • مدعی علیه
    • پاسخ دهنده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " respondent " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Respondent
+ اضافه کردن

"Respondent" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Respondent در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "respondent" با ترجمه به فارسی

  • (حقوق) مسئول بودن · (قدیمی - مذهبی) رجوع شود به response · (نادر) پاسخ · اجابت کردن · جواب · جواب دادن · جوابگو بودن · ستون زیر قوس یا طاق ضربی · عکس العمل نشان دادن · واکنش مثبت نشان دادن · واکنش کردن یا نشان دادن · پاسخ · پاسخ دادن · پتوازیدن
  • تطابق
  • تطابق
  • (شخص یا چیز) واکنشگر · رجوع شود به transponder · پاسخگر · پاسخگو
  • امدادگر
  • شریک جرم
اضافه کردن

ترجمه های "respondent" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه