ترجمه "responsive" به فارسی
راغب, حساس, پذیرا بهترین ترجمه های "responsive" به فارسی هستند.
responsive
adjective
دستور زبان
Answering, replying or responding. [..]
-
راغب
-
حساس
It turns out that women are more responsive to transfiguration.
و نشون داده که زنه نسبت به جابجايي حساس تر هست
-
پذیرا
The instant that you stop blaming others, and start accepting responsibility, the negative emotion stops.
در آن لحـظهای کـه دست از سرزنش دیگران بردارید و مسئولیت را پذیرا شـوید، احسـاس مـنفی فـروکش میکند.
-
ترجمه های کمتر
- پاسخگو
- خواهان
- مشتاق
- پاسخدار
- جواب دهنده
- دارای پرسش و پاسخ
- واکنش دار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " responsive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Responsive
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Responsive" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Responsive در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "responsive" با ترجمه به فارسی
-
مسئولیت
-
استان · خدمت · عهده · ماموریت · مسئولیت · وظیفه · ولایت · پاس وری · پاسخگویی · پتوازگری · پتوازی · کارداد
-
پاسخهاي همبسته با انتخاب · پاسخهای انتخابی
-
واکنش برنامه ریزی شده
-
مسئولیت اجتماعی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن