ترجمه "responsiveness" به فارسی
حساسیت, تاثر بهترین ترجمه های "responsiveness" به فارسی هستند.
responsiveness
noun
دستور زبان
The quality or state of being responsive. [..]
-
حساسیت
but, in spite of himself, he was so naively responsive to the journalist's friendly protestations that in the end he gave way.
ولی چون خوشباور بود و خواه و نا خواه در برابر اظهار دوستی دیگران حساسیت داشت، سرانجام به آنچه میخواستند تن داد.
-
تاثر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " responsiveness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "responsiveness" با ترجمه به فارسی
-
مسئولیت
-
استان · خدمت · عهده · ماموریت · مسئولیت · وظیفه · ولایت · پاس وری · پاسخگویی · پتوازگری · پتوازی · کارداد
-
پاسخهاي همبسته با انتخاب · پاسخهای انتخابی
-
واکنش برنامه ریزی شده
-
مسئولیت اجتماعی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن