ترجمه "Responsibility" به فارسی
مسئولیت, مسئولیت, عهده بهترین ترجمه های "Responsibility" به فارسی هستند.
Responsibility
-
مسئولیت
Taro has a strong sense of responsibility.
تارو احساس مسئولیت زیادی میکند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Responsibility " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
responsibility
noun
دستور زبان
The state of being responsible, accountable, or answerable. [..]
-
مسئولیت
nounTaro has a strong sense of responsibility.
تارو احساس مسئولیت زیادی میکند.
-
عهده
I didn't know what I was taking responsibility for, okay?
ديروز ، خودم نميدونستم که دارم مسئوليت چي رو به طور کامل به عهده ميگيرم!
-
وظیفه
nounThe city is broke and it's our responsibility to fix it.
شهر ورشکسته شده و وظیفه ی ماست که درستش کنیم
-
ترجمه های کمتر
- خدمت
- پاسخگویی
- استان
- پتوازگری
- پتوازی
- کارداد
- ماموریت
- ولایت
- پاس وری
عباراتی شبیه به "Responsibility" با ترجمه به فارسی
-
پاسخهاي همبسته با انتخاب · پاسخهای انتخابی
-
جواب دهنده · دارای پرسش و پاسخ · راغب · مشتاق · واکنش دار · پاسخدار · پاسخگو
-
(سابقا - دانشگاه آکسفورد - انگلیس) اولین آزمون (از سه آزمون نهایی دوره ی لیسانس) · (نادر) پاسخگویی
-
واکنش برنامه ریزی شده
-
مسئولیت اجتماعی
-
شغل پرمسئولیت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن