ترجمه "retire" به فارسی
برگشتن, (ارتش - عمدا) پس کشیدن, (از مسابقه) بیرون رفتن بهترین ترجمه های "retire" به فارسی هستند.
retire
verb
noun
دستور زبان
(rare) The act of retiring, or the state of being retired; also, a place to which one retires. [..]
-
برگشتن
Verb verb -
(ارتش - عمدا) پس کشیدن
-
(از مسابقه) بیرون رفتن
-
ترجمه های کمتر
- (به جای خلوت یا دورافتاده) رفتن
- (بیس بال) چوگان زن را بازاندن و از مسابقه خارج کردن
- (ماشین آلات یا کشتی و هواپیما و غیره)کنار گذاشتن
- (مبلغ اوراق قرضه یا وام و غیره را) مسترد کردن
- (مجازی) پناه بردن
- (ورزش) کنار رفتن
- (پول) از گردش خارج کردن
- بازنشسته شدن یا کردن
- بازی را ادامه ندادن
- به بستر رفتن
- به کار نبردن
- عقب نشینی کردن
- متقاعد کردن یا شدن
- پس دادن
- پسروی کردن
- کناره گرفتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " retire " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Retire
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Retire" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Retire در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "retire" با ترجمه به فارسی
-
هسیئر تئيه تامدخ تكرش
-
خجول · خلوت گرای · در شرف بازنشستگی · کم گو · کناره گیر · گوشه گیر
-
نايماظن ريغ یگتسشنزاب متسيس
-
یگتسشنزابزا لبق
-
(جا) دور افتاده · آرام · بازنشسته · بی سروصدا · خلوت · دنج · دور از جنجال · رجوع شود به reserved · متقاعد · منزوی · هتسشنزاب · کناره گیر · گوشه گیر
-
کوکشم یگتسشنزاب
-
)زا( هتسشنزاب
-
نهآ هار زا هتسشنزاب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن