ترجمه "retired" به فارسی
بازنشسته, متقاعد, منزوی بهترین ترجمه های "retired" به فارسی هستند.
retired
adjective
verb
دستور زبان
Describing someone who has retired. [..]
-
بازنشسته
adjectiveHe was sixty four and about to start on his last year of work before retirement.
پدر ۶۴ سالش بود وتاسال دیگر بازنشسته میشد و این سال آخر سال کوتاهی بود.
-
متقاعد
adjective -
منزوی
adjectiveAmong the audience there was a wealthy retired merchant, who was somewhat of a usurer, named M.Geborand
بین شنوندگان تاجر متمولی، منزوی، تا حدی رباخوار، موسوم به مسیوژبوران بود
-
ترجمه های کمتر
- (جا) دور افتاده
- آرام
- بی سروصدا
- خلوت
- دنج
- دور از جنجال
- رجوع شود به reserved
- هتسشنزاب
- کناره گیر
- گوشه گیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " retired " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Retired
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Retired" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Retired در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "retired" با ترجمه به فارسی
-
هسیئر تئيه تامدخ تكرش
-
خجول · خلوت گرای · در شرف بازنشستگی · کم گو · کناره گیر · گوشه گیر
-
نايماظن ريغ یگتسشنزاب متسيس
-
(ارتش - عمدا) پس کشیدن · (از مسابقه) بیرون رفتن · (به جای خلوت یا دورافتاده) رفتن · (بیس بال) چوگان زن را بازاندن و از مسابقه خارج کردن · (ماشین آلات یا کشتی و هواپیما و غیره)کنار گذاشتن · (مبلغ اوراق قرضه یا وام و غیره را) مسترد کردن · (مجازی) پناه بردن · (ورزش) کنار رفتن · (پول) از گردش خارج کردن · بازنشسته شدن یا کردن · بازی را ادامه ندادن · برگشتن · به بستر رفتن · به کار نبردن · عقب نشینی کردن · متقاعد کردن یا شدن · پس دادن · پسروی کردن · کناره گرفتن
-
یگتسشنزابزا لبق
-
کوکشم یگتسشنزاب
-
)زا( هتسشنزاب
-
نهآ هار زا هتسشنزاب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن