ترجمه "reviling" به فارسی
بد حرفی, بدگوئی, دشنام بهترین ترجمه های "reviling" به فارسی هستند.
reviling
noun
verb
دستور زبان
Present participle of revile. [..]
-
بد حرفی
-
بدگوئی
-
دشنام
sometimes reviled her for her dark skin, similar to his own
گاهی به خاطر پوست تیرهاش، که شبیه پوست خود او بود، به او دشنام هم میداد؛
-
ترجمه های کمتر
- فحاشی
- فحش
- ناسزا گوئی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " reviling " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "reviling" با ترجمه به فارسی
-
بد گفتن · بدنام کردن · بهتان زدن · تکذیب و تحقیر کردن · دشنام دادن · فحش دادن · ناسزا گفتن · ناسزا گفتن یا نوشتن
-
فحاش · ناسزا گو
-
اهانت · بدحرفی · بدگویی · توهین · دشنام · فحاشی · فحش · ناسزاگویی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن