ترجمه "rid" به فارسی
رهاکردن, (قدیمی - به ویژه زمین را) پاک کردن, (قدیمی) زمان گذشته و اسم مفعول : ride بهترین ترجمه های "rid" به فارسی هستند.
rid
adjective
verb
دستور زبان
released from an obligation, problem, etc. (usually followed by "of") [..]
-
رهاکردن
-
(قدیمی - به ویژه زمین را) پاک کردن
-
(قدیمی) زمان گذشته و اسم مفعول : ride
-
ترجمه های کمتر
- (محلی) فرستادن
- اعزام کردن
- خلاص کردن
- موانع را برطرف کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rid " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Rid
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Rid" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Rid در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "rid" با ترجمه به فارسی
-
از شر چیزی خلاص شدن
-
از شر چیزی خلاص شدن
-
از شر چیزی خلاص شدن
-
از شر چیزی خلاص شدن
-
از شر چیزی خلاص شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن