ترجمه "riddle" به فارسی
معما, چیستان, غربال بهترین ترجمه های "riddle" به فارسی هستند.
A verbal puzzle, mystery, or other problem of an intellectual nature, such as "It's black, and white, and red all over. What is it?" [..]
-
معما
nounI will help you solve the greatest riddle of all.
من بهت کمک مي کنم که سخت ترين معما رو حل کني.
-
چیستان
nounمادراینجا
If the riddle was too hard, he could keep silent
اگر چیستان پیچیده و دشوار بود میتوانست چیزی نگوید
-
غربال
nounriddling confession finds but riddling shrift
اما با اعتراف غربال ميشه
-
ترجمه های کمتر
- لغز
- راز
- سرند
- رمز
- سر
- آردبیز
- بردک
- بیختن
- بیزیدن
- پرویزن
- بغرنج
- (شخص یا چیز) گیج کننده
- (مانند سرند) سوراخ سوراخ کردن
- از هم گذشتن
- سرند کردن
- غربال کردن
- معما مطرح کردن
- معما وار حرف زدن
- معمایی را حل کردن
- مملو بودن
- نشت کردن
- نفوذ کردن
- پخش شدن
- پر (از چیزی) بودن یا شدن
- پرسش دشوار
- چیستان را پاسخ دادن
- چیستان پرسیدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " riddle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A surname. [..]
"Riddle" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Riddle در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.