ترجمه "ridgy" به فارسی

ستیغی, پرشیار, تیزه دار بهترین ترجمه های "ridgy" به فارسی هستند.

ridgy adjective دستور زبان

Describing something as having ridges. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ستیغی

  • پرشیار

  • تیزه دار

  • ترجمه های کمتر

    • ستیغ دار
    • پر - برجستگی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ridgy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "ridgy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه