ترجمه "ridicule" به فارسی

تمسخر, تمسخر کردن, استهزا بهترین ترجمه های "ridicule" به فارسی هستند.

ridicule adjective verb noun دستور زبان

(transitive) to criticize or disapprove of someone or something through scornful jocularity; to make fun of [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تمسخر

    noun

    I would lie and ridicule and be cruel.

    دروغ میگفتم، تمسخر میکردم و بی رحم میشدم.

  • تمسخر کردن

    verb

    14 Yes, some might ridicule or oppose you.

    ۱۴ آری، عدهای ممکن است شما را تمسخر کرده یا دست به مخالفت بزنند.

  • استهزا

    noun

    When confronted by ridiculers in our ministry, silence may well be the proper response.

    برای مثال زمانی که در خدمت موعظه با استهزا روبرو میشویم بهترین راه سکوت است.

  • ترجمه های کمتر

    • ریشخند
    • طنز
    • تسخر
    • زمترا
    • لاغیدن
    • شیشکی
    • برشته شدن
    • تسخر زدن
    • دست انداختن
    • ریشخند کردن
    • فحاشی کردن به
    • مرز گذاشتن
    • مورد استهزا قرار دادن
    • مچل سازی
    • مچل کردن
    • کباب کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ridicule " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Ridicule
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مسخره کرده

    Most would ridicule, oppose, or perhaps even seek to silence or harm us.

    بیشترشان مسخره کرده، مخالفت میکنند، یا شاید حتّی خواستار ساکت کردن یا صدمه زدن به ما بشوند.

عباراتی شبیه به "ridicule" با ترجمه به فارسی

  • خنده ور بودن · مسخرگی · مضحک بودن · مهملی · پوچی
  • استهزا آمیز · بسیار بد · خنده دار · عبث · مزخرف · مسخره · مسخره آمیز · مضحک · نامعقول · ناپسند · هزل · پوچ · چرند · یاوه
  • استهزا کننده
  • بطور خنده ور · بطور مضحک یامسخره میز · بطور مهمل
  • استهزا آمیز · بسیار بد · خنده دار · عبث · مزخرف · مسخره · مسخره آمیز · مضحک · نامعقول · ناپسند · هزل · پوچ · چرند · یاوه
اضافه کردن

ترجمه های "ridicule" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه