ترجمه "rightness" به فارسی
درستی, صحت, شایستگی بهترین ترجمه های "rightness" به فارسی هستند.
rightness
noun
دستور زبان
(uncountable) The characteristic of being right; correctness. [..]
-
درستی
nounIt seems like we did something right with the morphine this time.
به نظر میاد ما این دفعه کار درستی با مورفین کردیم.
-
صحت
nounNow, I don't know if this theory is right,
الان من نمی دانم که این نظریه صحت دارد،
-
شایستگی
Abbot says I have less right to be here than a servant.
ابوت میگوید شایستگی من برای بودن در اینجا از شایستگی یک خدمتکار هم کمترست.
-
ترجمه های کمتر
- حقانیت
- سزاواری
- تناسب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rightness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "rightness" با ترجمه به فارسی
-
قانون حق داشتن کار
-
حقوق مصرف کنندگان
-
رجوع شود به SDRs
-
اعلامیه جهانی حقوق بشر
-
جنبش حقوق مدنی
-
حق کشور محارب به تفتیش کشتی های بی طرف (و توقیف کشتی در صورت حمل کالا برای دشمن)
-
راست و چپ
-
(انگلیس) حق مولف نسبت به کتبی که از کتابخانه قرض می شود
اضافه کردن مثال
اضافه کردن